خرید بک لینک

کراکس چیست؟

همون دمپایی دستشویی های فروش نرفته که منجوق و ملیله زدن بش ، به نظر من نه قشنگ نه با کلاس ...

+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۱۵ ساعت 18:26 توسط مونا گلناز  | 

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 19:04

وقتی ی دختر بهونه گیری میکنه ، دلش میخواد لوس کنه خودشو ، ناز میکنه ، گریه میکنه ، ابراز دلتنگی میکنه ، احساس میکنه توی بدنش درد داره ، و دلش کباب میخواد یعنی پریودِ پریود ، براش کباب بخرید دیگه .

+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۰۳ ساعت 20:51 توسط مونا گلناز  | 

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 15:07

من بر اساس عادت وقتی میخوام از کسی که ازم بزرگتر و تازه باهاش آشنا شدم خداحافظی کنم ، میگم : آشنایی باهاتون افتخاری بود ، و تمامش از روی ادب نه مثلا اینکه واقعا مشعوف شده باشم و اون جزو پنج تا آدم خاص باشه که اینو ازم میشنوه ، در واقع این شکل از رفتارها رو توی خانواده و از مادر و پدر یا بزرگترها یاد میگیریم دیگه ، حالا چند وقت پیش توی یک جمعی موقع خداحافظی این و گفتم و خارج شدم ، طرف یک جوری خودشو دست بالا گرفته که فکر کرده چه افتخاری به من داده ، تماس گرفته بودم واسه یک رزرو (تماس کاملا کاری ) جواب نداد و بعد پیام هم دادم باز جواب نداد ، بعد از دو روز سین زد پیاممو باز جواب نداد ، یعنی پیش خودم گفتم دیگه آخرین باره که بیش از حدود یک نفر براش ادب خرج میکنم ، اصلا بهش فکر میکنم انگار یک سطل آب یخ بریزن روم ، حالا بعد از دو ماه پیام داده که من سفر بودم نشد گفتگو کنیم ، جانم مونا جان ، همونجا نخونده بلاکش کردم تا بفهمه دیگه نباید واسه بیشعوریش قرص بخوره و ادامه بده ، آخه تازه به دوران رسیده مگه دخترعمه تم که بذاری بعد دو ماه پیام بدی ، موضوع کاریه، موضوع پولِ پول .خلاصه که تجربه ی مضحکی بود ، ولی الان از قبل هم بیشتر مطمئنم که کلا باید به هرکس به اندازه ایی که هست بها داد نه بیشتر ، مثل این میمونه که بری توی یک مغازه ای فروشنده بگه این کالا یک میلیون، روی خود کالا هم برچسب یک میلیونی خورده باشه بعد تو یک میلیون و پنجاه بدی ، یعنی حتی اون پنجاه تومان هم با اینکه چیزی نیست ولی صاحب فروشگاه پیش خودش میگه : دیوونه اس ، من میگم یک تومان اون میگه یک و پنجاه ، و دفعه بعد جنسشو گرون تر میگه بهت چون تو به اندازه کافی خل و چل هستی که گرون تر بخری ، از قدیم گفتن : نیکی که از حد بگذرد ناد

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 15:07

امروز یکی از دوستای کتابخونم که مدام بهم کتاب معرفی میکنیم ، خبر بارداری شو بهم داد و گفت چهارماهه که بار دار و احتمالا بچه اش ی گل پسر ، برام چهارتا کتاب فرستاد راجع به رفتارشناسی کودک و گفت : دکترش معرفی کرده و تصمیم گرفته که این کتاب هارو توی دوران بارداری که وقت آزاد بیشتری داره و مدام توی خونه اس و حوصله اش سر میره ، بخونه تا هم بتونه رفتارهای بچه اش و خوب بشناسه ، هم بتونه خوب تربیت اش کنه تا ی بچه ی خوب بار بیاد ، و من هم تصمیم گرفتم بعد از اتمام این کتاب قطوری که دارم میخونم ، شروع کنم به خوندنشون البته در کنار کتاب بعدی ، چون خیلی مهم که آدم بتونه بچه اش و بشناسه و مادر بودن و بشناسه ، قبل ازینکه مادر بشه و قبل ازینکه بچه ای بیاد ، اینجوری آدم دیگه نیاز نداره تمام وقت خودشو بذاره برای شناخت نیازهای بچه ، اینجوری آدم یک شناخت نسبی پیدا میکنه و کمی وقت اضافه میاره تا بتونه روی مساله تربیتی بچه اش هم زمان بگذاره ، یادمه مادرم انقدر برامون وقت میذاشت که ما توی پنج سالگی قبل از پیش دبستانی رفتن خوندن و نوشتن و شمردن و رنگ هارو بلد بودیم ، تازه کلی چیزای متفرقه دیگه هم بهمون یاد میداد و برامون کتاب داستان و کتاب شعر میخوند که هنوزم توی کتابخونه ام دارمشون ، حتی توی بازی های دوران بچگی مون ی عالمه نکات اخلاقی بهمون یاد میداد ، منم دلم میخواد اگر بچه دار شدم تمام وقت مو برای تربیت بچه ام بذارم و همه ی تلاشمو بکنم تا یک بچه ی خوب و مفید که خیلی بهتر از خودم تحویل جامعه بدم ، امیدوارم بچه ی دوستم با سلامتی کامل به دنیا بیاد و خیلی هم خوب رشد کنه و بزرگ شه + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۱۱ ساعت 14:40 توسط مونا گلناز  | 

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 15:07

صفحه بندی